این روزهای ما

سلام به همگی،

خوب از کجا شروع کنیم؟ این روزا کلاً خیلی شلوغیم و یاشار جونم همه وقت روزانه ام رو پر میکنه. خوابش در طول روز بی نهایت کم شده و شاید 2 یا 3 مرتبه اونم در طولانی ترین حالت نیم ساعت میخوابه. امیدوارم برای خودش ضرری نداشته باشه و تو رشدش تاثیری نزاره.

اما خاطراتمون:

روز عاشورا طبق هر سال شله زرد نذری پختم البته به کمک مامان جونم و آقای همسر، چون امسال با وجود آقا یاشار اصلاً نمیشد دست تنها کاری کرد. اینم عکس یه تعداد از همون شله زردهاست.

روز پنجشنبه نهم آذر هم که تولد حسین پدر بود و قرار شد یه جورایی تو خونه خودمون سورپریزش کنیم واسه همینم همه جمع شدیم خونه ما که جای همه دوستان خالی خیلی خوش گذشت. یاشار هم تا دیر وقت بیدار بود و بازی میکرد.

اما بگم از کارای جدیدش:

*مثلاً اگه نخواد قطره بخوره دهنش رو محکم میبنده و اونقدر سرش رو تکون میده که نتونی قطره یا حتی غذا رو بهش بدی. خلاصه با قطره خوردن گل پسری هر روز داستان دارم.

*در مورد لک قطره آهن هم هر ترفندی به کار بردم فایده نکرد که نکرد. حتی به توصیه مامان آیسا جون قطره آهن خارجی بهش میدم ولی لکش هیچ فرقی نمیکنه تنها حسنش اینه که حداقل این یکی رو یه کم راحت تر میخوره.

* جدیداً خودش پستونکش رو میزاره تو دهنش و من یه کیفی میکنم که نگو.

* مثل بقیه نی نی ها هم اصلاً با اسباب بازی های خودش دوست نداره بازی کنه. این شده که هرچی کاسه بشقاب ملامین داشتم میارم تا باهاشون بازی کنه و یه کنترل رو کامل شستشو دادم که مخصوص آقا یاشار باشه و به کنترل های من کاری نداشته باشه.

* میز وسط مبلها رو برداشتیم و یه مقر فرماندهی واسه مرد کوچولوی خونه درست کردیم که خیلی وقتها اونجا میشینه و بازی میکنه. اینم عکسش:

* جدیداً خیلی هم به من وابسته شده و اگه نصفه شب بیدار شه حتماً واسه دوباره خوابیدنش حضور من ضروریه. یا مثلاً وقتی لباش میپوشم که برم بیرون اگه زودی بغلش نکنم جیغش در میاد فکر میکنه میخوام تنها برم.

* تا میگم مامانی رو ناز کن، دست کوچولوی مهربونشو باز میکنه و میزاره رو صورتن البته خوب اون وسطها ممکنه یه خطی هم رو صورت مامانی بکشه ولی ناز کردن رو تقریباً یاد گرفته.

مامان حبیبه هم دو دست سر همی خوشگل برای نوه ته تغاری بافته که دستای نازنینش درد نکنه. اینم عکس لباسهای خوشگل یاشار:

و این یکی که عاشقشم:

این روزا یه کم دلم گرفته، فکرم خیلی مشغوله، دارم تصمیم های بزرگی میگیرم. برام دعا کنین.

اینم مثل همیشه برای حسن ختام:

/ 0 نظر / 78 بازدید