اندر حکایات پدر و پسر

عصرا که بابایی میاد خونه یاشار حسابی با لبخنداش ازش استقبال میکنه و با باباش عشق میکنه.

گزارش دلبری کردن پسر از پدر به روایت تصویر:

بابایی رو میبینه:

و شروع میکنه به صدا رد آوردن

 و البته شکلک در آوردنلبخند

در ادامه

همچنین برای بابایی صحبت میکنهنیشخند

و در پایان:

حالا دیگه خستگی بابایی هم دراومدهچشمک

عاشق هر دوتونمقلبقلبقلببغل

ناگفته نمونه عکسا داغه داغه مال همین دیروزهمژه

/ 31 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مادر کوثر

سلام سلام حلول ماه مبارک رمضان بر شما مبارک وای وای وای قربونه ناز کردنش خندیدنش صدا درآوردن و ادادرآوردنشششششششششششششش فداش بشم چه قند عسل نازی دارید شما خدا حفظش کنه. بوسسسسسسسسس راستی مامانی با پست های جدید و برنده شدن دخملم به روزیم. بیا پیشمون.

پرگل

ای جانممم گل پسری ناززززز

مامان شهراد

ماشا... مامان تا می تونی توی این روزها نفس بکش نفس بکش که بعدا که یاد این روزها می افتی نفست تازه میشه به خدا ای جون خاله دوستت دالم[ماچ]

arezohayeshirin

ما كه به وبلاگت سر زديم به وبلاگ منم سر بزن بعد آرزوتو با نظر بگو تا در وبلاگم ثبت بشه به دوستان هم بگين آرزوشونو بگن و براي ديدن آرزوي ديگران به وبلاگم بيان آرزوها هر شب با چند زبان ثبت ميشن يعني روز بعد همون موقع آرزوتون رو وب ثبت شده باي

فهیمه

امروز عکسهای گل پسرت و دیدم و کلی نازش دادم. ای جانم خیلی جیگر هستش و اون عکسایی که چند ماهه هست و برا باباش دلبری میکنه عالی بود. ای جانم حتما ببوسش و یه وان یکاد هم براش بخون که دور باشه چشمهای بدا از چشمهای مهربانش. برا ما هم دعا کن