چند وقت پیش توسط 2 تا از دوستای نازنینم یعنی رقیه جون( مامان پویا) و فاطمه جون ( مامان بهراد ) به یه بازی وبلاگی دعوت شدم.

 توی این بازی باید بگیم که چرا وبلاگمون رو دوست داریم:

البته این وبلاگ مال من نیست و متعلق به یاشار جونمه و فعلاً من ازش قرض گرفتم تا خاطراتش و اولین هاش رو اینجا براش ثبت کنم. شاید یه روز خودش بیاد و از خاطرات تحصیلیش و دوستای مدرسه و دانشگاه و اولین عاشق شدنش توش بنویسه. الهی من قربونت برم مادر که یه روزی تو هم عاشق میشی و داماد میشی و ....( ان شأ الله)

اینجا رو دوست دارم چون :

1- مربوط به پسرمه و هر چیزی که به اون یه ربطی پیدا کنه من دوست دارم.

2- باعث شده که دوستای نازنینی تو محیط مجازی پیدا کنم که شاید حتی هیچوقت هم تو دنیای واقعی نبینمشون ولی میدونم که با خوشحالیم شاد میشن و از ناراحتیم دلشون میگیره. 

گمونم همین 2 تا کامل و کافی باشن.

به قول حسین پناهی مرحوم:

دیگر 

نه از خدا خواهم گفت

و نه از عشق....

تو از هر گفته گویاتری!  

 

 

 

طبق رسم این بازی در پایان منم باید سه تا از دوستام رو به این بازی دعوت کنم به شرح زیر:

1- شهرزاد جون ( مامان اهورا خوشگله)  

2- مینا جون (مامان لیانا خوشگله) 

3- پگاه جون ( مامان پایا خوشگله) 

امیدوارم که دوستای گلم هم دوست داشته باشن و هم بتونن که این بازی رو ادامه بدن.